تبليغاتX
محب المتقين

بسم الله الرحمن الرحیم

محضرازدواجی، سرش که شلوغ می شود به حقیر می گوید تا برای عقد وثبت ازدواج به خانه مردم بروم . در طرف مردانه علاوه بر داماد وپدرداماد وعروس، چهارپنج نفردیگر هم بودند. توضیح دادم باید مشخص کنید که مهریه عندالقدره است یا عندالمطالبه،  یکی از حاضران پرسید تفاوتشان چیست؟ صحبت دراین زمینه گرم شد وخود او هم چیزهایی گفت. احساس کردم صدایش آشناست. بعد از تمام شدن حرفش همین را گفتم. روشن شد که جناب آقای فیاضی هستند. استاد فلسفه حوزه. نوارهای ایشان راچندسال قبل گوش می کردم. تلوزیون نیز گاهی مباحث ایشان را پخش می کرد که نمی توانستم ببینم. دوستی دارم که در درس ایشان شرکت می کند ومی گوید با وجود ارادتم به آیت الله مصباح یزدی، اگر دوباره بخواهند درس بگویند، باز هم درس آقای فیاضی را انتخاب می کنم.

خیلی شاد شدم که در حضور ایشان هستم. عقد را که خواندند بحثهای اخلاقی بسیار زیبایی مطرح نمودند. گفتند که در زندگی مشترک منافع هرکدام، منفعت دیگری است. هرکه فکری دیگری باشد ثمره اش به خودش برمی گردد و نام زندگی جهال (ونادانان) براین زندگی می گذارم که شخص فقط به فکر خودش است.

رسول اکرم فرمودند: خیرکم خیرکم لاهله وانا خیرکم لاهله. بهترین شما کسی است که نسبت به اهل وخانواده خود بهتر باشد(و رعایت حال آنان را بکند) تمام سعی مرد این باشد که بهترین شوهر باشد. مدیریت داخل خانه را باید سپرد به زن. مرد هیچ دخالت نکند. این گل را کجا گذاشت؟ هرکجا بگذارد خوب است. مرد نباید در مدیریت داخل منزل دخالت کند.

اظهار محبت سبب پرفروغ شدن زندگی است. انسان پس از ورود به منزل به همسرش سلام کند تا انانیّت( ومنیّت) او کشته شود. از پیامبر که بالاتر نیست. خانم هم درهرشرایطی که هست کارش را رهاکند و به استقبال همسر بیاید.

اگرما خوب باشیم همسرمان هم خوب خواهد بود. آدم به جای گله (وانتقاد) از همسر، به حرم برود واستغفار کند از کارهای خودش که این مشکل پیش آمده! وبعد دعاکند.

لابه لای بحث، دو بار اسم حضرت فاطمه را بردند و...(چند کلمه نوشتم وحذف کردم شاید راضی به انتشارش نباشند) صحبت های زیبایی نیز مناسب داماد وعروس و اطرافیان داماد وعروس داشتند که چون مشغول نوشتن دفترازدواج بودم عینشان را به خاطر نمی آورم خلاصه کلی سرحال آمدم که دیشب خدمت ایشان رسیدم. از این گونه عقدها گاهی پیش می آید ولی چند وقتی بود که مثل دیشب شارژ نشده بودم. یک بارهم از درسشان ذکری شد. خودشان گفتند که بعضی اقواممان می گویند تلوزیون هروقت نشانت می دهد می نشینیم نگاه می کنیم، اگرچه چیزی از حرفهایت نمی فهمیم!

ساعت یازده بود که از خانه عروس بیرون آمدم.

[ جمعه دهم مهر 1388 ] [ 11:6 بعد از ظهر ] [ جواد باقری قمی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دوستان
امکانات وب














Page rank

فروش بک لينک