تبليغاتX
محب المتقين

بسم الله الرحمن الرحیم

فقط این دو سریال را دیدم البته نه همه سریال زن بابا را. براین اساس به تاریخ مطالب نیز دقت فرمایید:

پنجشنبه 5 فروردین1389:

در سریال زن بابا سفارش پیتزا دادند وگر چه پدر گفت خبر بده تا نیاورند اما پیک وقتی پیتزا را آورد، پدر یا همان بزرگ خانواده با اوقات تلخی رد کرد.
آنان مدیون پیتزا فروشند و نتیجه می شود آموزش رسمی پایمال کردن حق الناس وحرام خواری. حتی اگر پیتزا ها به اشخاصی دیگر فروخته شود، هزینه ای که صرف فرستادن پیتزا شده برعهده آن هاست.

جمعه 6 فروردین:
به گمانم با سریال دارا و ندار  وضع حاجی فیروزها در تهران و بقیه کشور بهتر شود. یک نمونه اثرش را این جا  ببینید.

آیا نمی شد به جای حاجی فیروزی شغلی مفید برای اقتصاد کشور انتخاب می شد؟

آیا آقا ذبیح توانایی انجام کاری مفید را ندارد وبراین اساس سراغ چنین منبع درآمدی رفته است؟

فقرای سریال اطو کشیده اند، نشانه های فقر در لوازم زندگی و لباسشان کمتر دیده می شود (به پشتی، بالشت، ... و چهره های برخی شخصیت ها نیز نگاه کنید(.
به بالا شهر که می رویم فقط تاریکی و سیاهی وجود دارد وهیچ نقطه روشنی در آن جا نیست: بی ادبی، بی شخصیتی ، زن ذلیلی، بی فرهنگی، کلاه برداری، منقل و...
پس ثروتمندانی  که به معنای واقعی کلمه اهل خیر هستند چه می شوند؟

چنین القا می شود که رقص جزئی از زندگی است و یالاخره پای رقص باید درسریال به میان بیاید. تیمور نیز در این قسمت که با ذبیح گفتگو می کرد رقص را علامت شادابی معرفی کرد. گویاکسانی که نمی رقصند چیزی در زندگیشان کم است.

سریال دارا و ندار

شنبه 7 فروردین:

سرعت داستان دارا وندار کم است:
 شخصیت پردازی ونمایش فقر ومشکلات اشخاص خوب است اما باید در خدمت
«پیرنگ» و«هسته داستان» و در طول آن باشد نه در عرض آن! یک نمونه بارز، یادآوری گذشته توسط قشنگ خانم وبرادرش است درحالی که شخصیتی که داستان حول محورش می چرخد تیموراست و می شد که بازگویی گذشته به او و مشکلاتش مربوط باشد.
یک دلیل کند بودن سرعت داستان، خلاصه تکراری سریال است که هرشب نشان داده می شود.

تکدی گری نه شغل است نه حرفه، عملی مذموم است که اگر ازجوانان سرزند، بدتر است. درست است که آنان هم برای خود عالمی دارند وهمه کس را نباید سیاه دید اما آیا با دیدن دارا وندار هم چنان که در گذشته این عمل را تقبیح می کردیم اکنون نیز همان گونه است؟ ممکن است در قسمت های بعد چهره مذمومی از آنان ارائه شود اما سخن در زمان حال است!

تیتراژ سریال زن بابا نیز کاملا در جهت اشاعه ارزش های دینی واسلامی گام برمی دارد! خداقوّت!
برخورد فرزندان واطرافیان با پدر وبزرگشان عزیز نیز کاملا درس آموز وانسانی است! دقت کنید که برخی از چهره ها مثبت، مظلوم وتودل برو هستند مانند بهبود.

دراین گونه موارد معمولا پاسخ می دهند که در فلان قسمت بعد جبران شدو فلان وبهمان. یا پیام کلی فیلم چنان است. معنایش این است که صداوسیما تضمین می کند تمام کسانی که بداخلاقی را دیده اند تمام قسمت ها را هم خواهند دید.

سریال دارا وندار
 شبکه پنج

یکشنبه 8 فروردین:

چت تیمور با تکدی گران در چادر، باور پذیری نداشت وبه سرهم بندی بیشتر شبیه بود.

گذشته از این نکته باید ذهن مخاطب را برای چت از قسمت های قبل آماده کرد. لااقل کاش تیمور اندکی با کامپیوتر ور رفته بود تا این جا به دردش بخورد. برای مثال وقتی نوه اش پای کامپیوتر خود را به خواب زد و تیمور از خواب بیدار شد، دستگاه را خاموش می کرد.

دوشنبه 9 فروردین :

هیات نظارت بر مطبوعات چندی قبل به کیهان تذکر جدی داد. علت تذکر «تحريف طنزآلود عبارات ديني» بود. اگر اشتباه نکنم به خاطر این بود که آیه شریفه استرجاع را درمطلبی به صورت «انا لله و انا عليه الراجع به اون با سلام خدمت آقاي دوپهلو. مرقومه واصل شد…» منتشر کرد.
در سریال دارا ونداری امشب، جانباز نیز شروع به خواندن ذکر مصیبت به حالت شوخی وطنز کرد. دقت کنید که مقام هر دو مقدس ومحترم است گرچه نه دریک حد واندازه. یعنی  تفاوت احکام  توسط مراکز مختلف قانونی.


چرا روحانی مسجد باید جهت گفتگو با آقا فتل وجانباز از پشت سرشان وارد شود؟... قضیه ای به یادش آمده اما باید بگذارد آن ها کار وصحبتشان تمام شود واز روبرو وارد شود...

روحانی مسجد سریال دارا وندار

سه شنبه 10 فروردین:

علاوه بر روایات، عقل نیز از بین بردن قبح تقاضا از دیگران و ريختن آبروی خود نزد خلایق را رد می کند. در سریال دارا وندار اشخاص به راحتی نداری خود را براي دیگران بیان می کنند وصدا وسیما نیز با آهنگ دلنواز بر آن مهر تایید می زند. یک نمونه اش مربوط به چندشب قبل بود که در اتاق ذبیح باران از سقف می بارید وآقا فیروز با شعرخواندن ابراز فقر می کرد. نمونه دیگر امشب پخش شد که خانواده شاکری به راحتی هرچه تمامتر نسبت به نداری شان و سرنوشت دخترشان نزد آقا فتل گفتگو می کردند.

واقعا با شناختی که آقا فتحعلی نسبت به جانباز فیلم دارد وتدبیری که خودش دارد آیا نباید عقلش قد بدهد که پول را باید از طریق صندوق مسجد به او برساند ونیاز به مشورت ودرخواست از حاجی فیروز دارد؟

تکرار بیان سرگذشت پدر ومادر قشنگ!

قشنگ
 سریال داراو ندار

چهارشنبه 11فروردین:

شرح مختصر دارا وندار به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شبکه پنج:
«تيمور گلچين مرد مسن ،خودخواه وثروتمنديست كه تمامي دارائيش را فروخته ودر امر ساختمان سازي در دوبي سرمايه گذاري كرده وبراي هميشه به آنجا مي رود.در مسير فرودگاه او با حاجي فيروزي برخورد لفظي پيدا مي كند وحاجي فيروز به او از آه مظلوم وعدم ثبات روزگار ميگويد. در دوبي تيمور بطور غير منتظره اي با عوارض بحران اقتصادي جهاني مواجه مي شود وميفهمد شريك ايراني اش فرار كرده است و...».

در سریال دارا وندار تقریبا همه گره ها باز شده یا در حال باز شدن است، روند سریال نزد بیننده بدین گونه است که فقرا باید یک یک از منزل تیمور بیرون بروند که اکثرشان رفته اند و لابد بقیه نیز به گونه ای بیرون خواهند رفت و ثروت بالقوه خانه قدیمی تبدیل به بالفعل خواهد شد.

فیلم علامت هایی به بیننده می دهد که مشکل مالی تیمور در دبی نیز حل خواهد شد خصوصا با تلفن امشب از دبی. حال مساله این جاست که کشکمش های باقی مانده به گونه ای هست که مخاطب احساس کند اگر حل نشود همه چیز به هم خواهد ریخت ومساله بغرنجی پیش خواهد آمد؟ آیا «تعلیق» سریال آن قدر ظرفیت دارد که مخاطب را به طرف خود بکشاند تا بخواهد بداند بالاخره چه خواهد شد یا چون از طنز در سریال استفاده می شود پای تلوزیون می نشیند؟ گر چه نفس به کارگیری طنز هنری است که هرکسی توانایی اش را ندارد.

نکته دیگر این است که آه مظلوم دامن انسان را می گیرد تیمور نیز گفته بود که از نفرین «گربه سیاهه» یا همان آقا ذبیح به بدبختی دچار شده اما مگرحاجی فیروز فیلم مظلوم است؟ تیمور  در حق او چه ظلمی مرتکب شده؟ آیا می خواهیم به مردم بگوییم بیش از هزار تومان به چنین اشخصی پول بدهند؟ آقا ذبیح که باوجود جوانی وتوان انجام خیلی کارها، مشغول شغل شریف! حاجی فیروزی شده.

بقیه فقرای سریال نیز هرکدام دنبال این هستند که از آسمان برایشان ببارد وبه همان حقوق اداره وبازنشستگی و... اکتفا کرده اند. هیچ یک در پی این نیستند که غیر از شغل اصلی شان در مواقع فراغت - چند ساعت در روز- حرفه یا هنری یاد بگیرند. درابتدای سال همت مضاعف، کار مضاعف هستیم و سریال دقیقا مخالف با این ایده است. برخی از اغنیا با زد وبند ثروتمند شدند وبرخی از آنان نیز زحمت کشیده و صبح تا آخرشب کارمی کنند و امثال فقرای سریال به تماشای تلوزیون می نشینند  یا به  تفریحی دیگر پرداخته وبه هرصورت وقتشان را هدر می دهند.

آقا ذبیح سریال 
دارا وندار

پنجشنبه 12 فروردین:

اجرای ناقص ودرنتیجه اشتباه عقد توسط روحانی دارا وندار: پس از بله عروس برای روحانی شیرنی وچای آوردند ومشغول شد درحالی که باید از داماد نیز بله گرفت وسپس صیغه عقد خواند که هیچ یک اجرا نشد! (در سریال سالهای مشروطه نیز مشابه این اشتباه رخ داد(.
شروع داستان می تواند براساس تصادف باشد اما در ادامه اگر چنین باشد باور پذیری را مشکل می کند. تهران آن قدر کوچک نیست که حاجی فیروز یک دفعه از آسمان بیفتد جلوی ماشین اقوام تیمور تا او را به مجلس عروسی ببرند. اگر در لحظات دیگر شاهد سرعت سیر حوادث بودیم شاید این جا می شد آن را توجیه کرد.

آقا ذبیح می تواند برای مادرخانمش از دفترچه درمانی بهزیستی یا کمیته امداد استفاده کند وبی جهت آه وناله و دردر سر برای خودش، زن وبچه اش و صدا وسیما درست نکند.

استفاده از طنز یک نقطه قوت است گرچه لازم نیست با حرکت جلف همراه باشد.

تکرار بیان سرگذشت پدر ومادر قشنگ!

جمعه 13 فروردین:

داستان امشب داراو ندار پر حادثه، جذاب و در فضاهای غیرتکراری بود: ریخته شدن دردناک آبروی حاجی فیروز جلوی خانواده وهمسایگانش در عروسی، دستگیری حاجی فیروز وحضور در کلانتری، ازحال رفتن مادر وبستری در بیمارستان.

چرا تیمور گلچین در نقش منجی فقرا ظاهر شده است؟

در سریال زن بابا کم نیست صحنه هایی که مابعدش را نتوان پیش بینی کرد.


شنبه 14 فروردین:

این نوشتار ارزش این که عنوان نقد سریال دارا وندار به آن داده شود ندارد. برای قسمت آخر دو سریال نیز حرفی نو و غیر تکراری ندارم  فقط درحال تهیه نامه تشکر صنف حاجی فیروز هستم که اگر تمام شد در پستی جداگانه خواهم گذاشت. انشاالله.


[ شنبه چهاردهم فروردین 1389 ] [ 2:28 قبل از ظهر ] [ جواد باقری قمی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دوستان
امکانات وب














Page rank

فروش بک لينک